تاریخ دشتک (قسمت چهارم)
کتاب دشتک بر بلندای تاریخ بختیاری منتشر شد

کتاب “دشتک، بر بلندای تاریخ بختیاری” تالیف «رضا بهرامی دشتکی» پس از سالها تحقیق و پژوهش در ۳۶۵ صفحه توسط انتشارات دزپارت منتشر و روانه بازار نشر شد
این کتاب مشتمل بر اسناد متعددی از تاریخ بختیاری و شهر دشتک زادگاه پژمان بختیاری شاعر بزرگ معاصر است و فراز های مهمی از تاریخ بختیاری را در برگرفته است.دشتک بر بلندای تاریخ بختیاری یکی از مستندترین آثار منتشر شده در تاریخ نگاری بختیاری است و برای نخستین بار اسنادی از یک نسخه خطی نیز در آن درج شده است.
دشتک بختیاری در استان چهارمحال بختیاری و در قلب سرزمین بختیاری واقع و ریشه در تاریخ و فرهنگ کهن ایران زمین دارد. این شهر زادگاه و جایگاه بسیاری از بزرگان و سرداران بختیاری از جمله پژمان بختیاری شاعر بزرگ معاصر است. این کتاب دومین اثر منتشر شده این نویسنده است.
مرکز فروش: شهرکرد: نمایشگاه کتاب – جنب کتابخانه مولوی - داخل کوچه روبروی داروخانه شهدا
یا از طریق ارسال پستی: واریز مبلغ ۳۵۰ هزار تومان به حساب شماره ۶۲۸۰۲۳۱۲۴۶۹۵۸۲۴۲ و ارسال فیش به شماره ۰۹۱۳۱۸۴۰۲۱۱ (بهرامی)
سایت سرزمین ما: sarzaminema.ir
…
(دوستان مطالب زیر حدود 10 سال پیش نوشته شده و کامل نیست.
مطالب کامل و دقیق تر به همراه اسناد در «کتاب دشتک بر بلندای تاریخ» آمده است. (به کتاب مراجعه کنید)
دشتک در دوران افشاریه و زندیه
(علی صالح خان سردار سپاه نادرشاه، فاتح قلعه قندهار)
منطقه دشتک و پشتکوه در دوره افشاریه و زندیه بر اساس اسناد تاریخی در تیول1 «علی صالح خان» (جدخوانین بختیاری و خوانین دشتک) قرار داشت. علی صالح خان سردار معروف سپاه نادرشاه و فاتح قلعه قندهار بود که در منابع تاریخی از وی با نام «کاید علی صالح و علی صالح بیگ» هم یادشده است.2 منطقه دشتک علاوه بر اینکه در تیول وی بود، جایگاه اصلی علی صالح خان بختیاری نیز به شمار می رفت و سرانجام وی در این منطقه وفات یافت. قبر وی در جوار امامزاده خاتون حلب در سرپیر دشتک واقع است و برخی نوادگان وی نیز در دشتک سکونت یافتند.
ماجرای پیوستن بختیاری ها به نادرشاه و فتح قندهار به تفصیل در منابع تاریخ ایران و تاریخ بختیاری آمده است. بختیاری ها در دوره صفویه روابطی دیرینه با حکام صفویه داشتند و در زمان حمله محمود افغان به ایران نیز مقاومت سرسختانه ای در مقابل افغانها داشتند اما به دلیل فقدان انسجام سپاه ایران و دربار صفوی منجر به شکست گردید. پس از انقراض سلسله صفویه و ظهور نادرشاه افشار، ابتدا در میان برخی طوایف بختیاری شورش هایی در حمایت از صفویه پدید می آید. در یکی از این طغیانها احمدخان فرزند قاسم خان بختیاری که ظاهرا توسط نادرشاه به حکومت بختیاری منصوب شده بود. توسط جمعی از بختیاری ها به قتل می رسد(1144ه.ق)
به روایت تاریخ عالم آرای نادری نادرشاه دستور می دهد سی نفر از بزرگان بختیاری از جمله «کاید علی صالح» و دیگر ریش سفیدان بختیاری را که ظاهرا در این غائله دست داشتند دستگیر کنند و با اطلاع از روحیه سلحشوری و جنگجویی ایل بختیاری، عده ای را روانه سرزمین بختیاری می کند تا به قدر ده دوازده هزار نفر نیرو برای خدمت در سپاه آماده کنند اما طوایف هفت لنگ اعتنایی نکردند. وقتی نادرشاه از این واقعه و نافرمانی بختیاری ها مطلع می شود سخت برآشفته می شود و کاید علی صالح را که دربند خود داشت به حضور طلبید واز وی ماجرای بختیاری ها را سوال می کند. کاید علی صالح به نادرشاه گفت: جماعت بختیاری تابع بزرگان خود هستند و چون در حال حاضر من و دیگر ریش سفیدان بختیاری در حبس به سر می بریم بختیاری ها اطاعت نمی کنند و نادرشاه را راضی می کند تا وی و چند نفر دیگر از کدخایان بختیاری میان آنها رفته و چندین هزار نفر برای خدمت در سپاه آماده کنند.
پس از پانزده روز کاید علی صالح هفت هزار نفر از افراد طوایف مختلف بختیاری را جمع آوری نمود و به سپاه نادر آورد. نادر به پاس این اقدام ، کاید علی صالح و تعدادی دیگر از سران بختیاری را که خدمات شایسته ای انجام داده بودند مورد تشویق قرار می دهد. به استناد تاریخ عالم آرای نادری در جنگ با عثمانی در سال 1148ه.ق، نیز بختیاری ها به فرماندهی علی صالح خان بختیاری حضور داشتند و به دلیل شکست سپاه عثمانی و قتل فرمانده آنان مورد تشویق نادرشاه قرار گرفتند.»1 به تدریج برخی از سران بختیاری از جمله علی صالح خان با ابراز لیاقت مورد توجه شاه ایران قرار می گیرند.
فتح قندهار در سال 1150 ه.ق به فرماندهی علی صالح خان بختیاری
در جنگ سرنوشت ساز نادرشاه با افغانها چندین هزار نفر از سواران بختیاری به فرماندهی علی صالح خان حضور داشتند. تاریخ نویسان از فتح قندهار به عنوان شکست نهایی مهاجمان و واقعه مهمی در تاریخ ایران یاد می کنند.
نادرشاه برای وارد کردن شکست نهایی به افغان ها به شهر قندهار که در آن زمان مرکز حکومت آنان بود لشگر کشی می کند، اما به دلیل استحکام قلعه قندهار و مقاومت شدید افغانها نمی تواند قلعه را تصرف نماید، بنابر این به محاصره شهر قندهار می پردازد و به دلیل پیش بینی طولانی شدن جنگ در کنار آن شهری به نام نادرآباد بنا می کند. محاصره قندهار حدود 15 ماه به طول می انجامد. و سرانجام بختیاری ها که از طولانی شدن جنگ خسته شده بودند و قصد داشتند، هرچه سریعتر به سرزمین خود باز گردند تصمیم به فتح قلعه گرفتند.
بختیاری ها شبانه بدون اطلاع نادر اجتماع می کنند و هم پیمان می شوند که به هر طریقی که شده قلعه را فتح نمایند. و طبق یک رسم قدیمی ایلی سگی را کشته و دفن می کنند به این معنا که اگر کسی پشت به جنگ کند، قبر این سگ به منزله اموات او خواهد بود.2 صبح روز بعد بختیاری ها متفقاً به قلعه حمله می برند و با رشادت و دلیری کم نظیر خود آن را فتح می کنند.
تاریخ جهانگشای نادری به این ماجرا اشاره کرده است: «سه ـ چهار هزار نفر از دلیران بختیاری»... به برج های قلعه حمله برده و آنها را تصرف کردند و بیرق پیروزی را در آنجا برافراشتند. 3
مؤلف کتاب فارسنامه نیز جریان فتح قندهار را این گونه نوشته است: در سال 1149 ه.ق نادرشاه افشار با قشون از پیاده و سوار عزیمت فتح قندهار نمود و در جانب شرقی قندهار موکب شاهی فرود آمد... بعد از ملاحظه معلوم داشت که استحکام قلعه و شهر قندهار به نوعی است که فتح آن به زودی ممکن نیست امر کرد نادر اطراف شهر چندین برج بپا داشته و راه آمد و شد شهر را مسدود نمودند آنگاه شهری در برابر قندهار بنیاد نمودند و بازار و مساجد و سایر ابنیه شهری درآنجا بساختند واندک زمانی شهر عظیم شد و آن را موسوم به نادر آباد نمود چون زمان محاصره به طول انجامید باعث انزجار خاطر شهریاری شده به خیال یورش افتاد درشب بیست و دوم ماه دیقعده سال 1150 هق جماعتی بختیاری افاغنه ابدالی و اکراد خراسان را مأموربه یورش فرمود ایشان متفقاٌ به شهر حمله بردند اما از ایشان کاری پیش نرفت دویست نفرشان کشته شد و مابقی به نادرآباد مراجعت کردند. عید نوروز یونت ئیل درسلخ ماه ذیقعده اتفاق افتاد و شاهنشاه ایران به یکباره ازفتح قندهار مأیوس شد. آن چهارهزار نفر بختیاری که در اردوی نادری بودند از واقع باخبر شده فتح قندهار را وجهه همت خود ساختند، در روز دوم ذیحجه به صورت واحد به شهر قندهار حمله برده و بعد از جزئی زد وخورد قلعه قندهار را مسخر نمودند. 1
«در کتاب تاریخ ایران نوشته حسن پیرنیا آمده است: بختیاری های همراه نادر یکی از برج های شهر را به حمله گرفتند و قندهار در 23 ذی الحجه 1150 از پا درآمد»2. همچنین در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ذکر گردید: «محاصره قندهار 15 ماه طول کشید (شوال سال 1149 – دی الحجه سال 1150) و سرانجام به همت مردان دلاور بختیاری یکی از برج های مهم به نام د ده سقوط کرد و به دنبال آن همه شهر به تصرف قوای ایران در آمد.» 3
در تاریخ آمده است که نادرشاه ابتدا از این اقدام بختیاری ها که بدون نظر و اجازه او انجام گرفته بود به شدت ناراحت شد. و قصد تنبیه آنان را داشت: «نادرشاه از فتح قندهار دلتنگ و ناراحت بود چرا که بختیاری ها بدون اطلاع و دستور او اقدام کردند. منشی وی میرزا مهدی خان با ساختن این دو بیت دلتنگی نادر را از بین برد:
تو مپندار که بختیاری کرد /حق مدد کرد و بخت یاری کرد
شـاه ایـران و نـادر دوران/ خاک بر فرق قندهاری کرد»4
علی صالح خان و بختیاری ها در حمله نادرشاه به هند نیز شرکت داشتند و در انجا نیز با رشادت و دلیری نبرد کردند. اسماعیل خان برادر علی صالح خان به همراه جمعی از بختیاری ها در هند ماندگار شد و هنوز هم نوادگان آنها در پیشاور اقامت دارند و از خانواده های مهم آن دیار هستند که به بختیاری معروف می باشند.1 نادرشاه به پاس رشادت های بختیاری ها هدایای فراوانی به آنها اعطاء نمود و مناطقی را در نقاط مختلف ایران، در خراسان، تهران و بختیاری از جمله منطقه پشتکوه بختیاری را به علی صالح خان اعطاء نمود.
بعد از این پیروزی سرنوشت ساز در تاریخ ایران ماندگار شد، نادرشاه طی فرمان هایی2 به پاس خدمات علی صالح خان وی را رتبه سرداری و خانی داده و بعنوان ریش سفید و رئیس ایل هفت لنگ بختیاری معرفی می کند.
در کتاب «بختیاری در آیینه تاریخ» نوشته پروفسور گارثویت، آمده است: علی صالح خان در رکاب نادر در جنگ قندهار شرکت داشت و رشادت های زاید الوصفی از خود نشان داد نادر سه رقم به نام علی صالح خان در ماه جمادی الاول 1159 ه ق. (برابر با می و جون 1746 م) صادر کرد در این احکام او به چند درجه نظامی و به اضافه لقب مین باشی (فرمانده هزار سواره نظام بختیاری) و همچنین منصب سرداری مفتخر شد... در این فرامین و احکام دوره افشاریه نشان می دهد که علی صالح خان فرماندهی سواره نظام بختیاری را داشت و همچنین کوه مالی بختیاری و املاکی در خراسان نیز در تیول او قرار گرفته بود... اما اسنادی که قرن هیجدهم در این خانواده[خوانین بختیاری] باقی مانده است. دلالت دارد که مناطق پشتکوه بختیاری به عنوان تیول به ترتیب از علی صالح خان به ابدال خان و حبیب اله خان رسیده است هرچند در این چهار سند، 1230 ه.ق (1815 م) آمده است که نواحی پشتکوه به خوانین دورکی تعلق دارند. اما در یکی از اسناد اشاره ای به نام پسر دوم ابدال خان یعنی «فرج اله خان و پسرش الیاس خان» شده است ممکن است این گونه تقسیمات بین خود خانواده صورت گرفته باشد.3 پروفسور گارثویت که تحقیقات گسترده ای در تاریخ بختیاری داشته است در جای دیگر می نویسد: «در قرن هجدهم نادرشاه، علی صالح خان از طایفه «زراسوند» را به لقب سرداری مفتخر کرد... علی صالح خان برای اولین بار عنوان خان و سردار را به خود اختصاص داد.»4
بعد از نادرشاه نیز جانشینان وی از جمله شاهرخ میرزا فرمان هایی به علی صالح خان صادر کردند(1163 هق.) و آزادخان از سرداران نادرشاه نیز در فرمانی خطاب به ابدال خان آورده است که «حکومت پشتکوه به نحوی که سابق با مرحمت پناه والد عالیجاه مشارالیه بوده سر افراز و بین الاماتل ممتاز فرموده مواجبی که در ایام خاقان رضوان مکان در وجه محال مزبور مقرر بوده در وجه عالیجاه مشار الیه بر قرار نمودیم» و از وی تحت عنوان «امیر بختیاری و ضابط چهارمحال» نام می برد.1
بعد از دوره افشاریه، نیز اسنادی از دوره زندیه در منابع تاریخی موجود است. که نشان می دهد کریم خان زند و جانشینان وی فرمان هایی خطاب به علی صالح خان و فرزندش ابدال خان صادر کردند. کریم خان در فرمانی به تاریخ 1182 هق. خطاب به ابدال خان، فرزند وی حبیب اله خان هفت لنگ بختیاری را به لقب خانی مفتخر نموده بود. همچنین جانشین وی صادق خان زند نیز در فرمانی تصریح کرده است «برات و حواله محال پشتکوه به حبیب اله خان داده شود همانگونه که سابق به پدر وی(ابدال خان) داده شد.»2.
این اسناد بیانگر انتقال منطقه پشتکوه(منطقه دشتک) به ترتیب از علی صالح خان به فرزندان و نوادگان وی و اهمیت این منطقه برای خوانین و حاکمان بختیاری بوده است. شایان ذکر است که ناحیه و محال «پشتکوه بختیاری (یا پَس کوه)» که از قدیم الایام معروف بوده است شامل «دشتک و روستاهای اطراف آن و رستم آباد تا کاج است» البته در قدیم تا حدود اردل و ناغان را هم شامل می شد. و مهمترین نقطه آن منطقه دشتک بود که برخی سران و خوانین بختیاری و نوادگانشان آن را به عنوان جایگاه و سکونتگاه خود انتخاب کردند. اگرچه کل منطقه پشتکوه در تیول خوانین بختیاری بود اما آنها نسبت به دشتک و نقاط دیگری در استان مالکیت داشتند که در ادامه اشاره خواهد شد.
علی صالح خان جد بزرگ خوانین و سران بختیاری از جمله «سردار اسعد و پژمان بختیاری» بود. وی سرانجام «در سال 1163 هق /1750م»3 در دشتک وفات یافت.. و در سرپیر دشتک در جوار امامزاده خاتون حلب به خاک سپرده شد.4 سنگ قبر تاریخی وی تا چندین دهه قبل در آن محل وجود داشت. احتمالاً در هنگام بازسازی در درون دیواره ها یا زیر ساختمان آن قرار داده شده است یا مانند بسیاری آثار تاریخی دیگر این منطقه ناپدید شده است!. دشتک زادگاه و جایگاه علی صالح خان و بسیاری از بزرگان بختیاری است. که در آینده به موارد دیگری نیز اشاره خواهیم داشت. از دوران نادر شاه به بعد خوانین بختیاری قدرت و نفوذ بیشتری در حکومت مرکزی و سرزمین بختیاری به دست می آورند.
متن یکی از فرمان های نادرشاه به علی صالح خان بختیاری1
«فرمانی است از نادرشاه به علی صالح بیگ خان دربارة عنوان ریش سفید بختیاری بتاریخ جمادی الاولی 1159ه.ق برابر با جون1746میلادی. مهر نادرشاه که در سر لوح فرمان است:
شیر و خورشید
الملـک لِلّـه
اعوذ بالله بعالی شآنه فرمان همایون شد
آن که از آنجا که پیوسته همت صافی طوبت القدس مصروف باستحکام بنیان و اوتاد قوی بنیاد سلطنت و شهریاری و انتظام مهام عظمت و بختیاری بوده و می باشد. هر جمعی از اخلاص کیشان صادق الولا و بندگان عقیدت انتما را که در شاهراه دین و دولت بختیاری نموده سالک طریق خدمتگذاری میدان جان نثاری باشد تارک اعتبارش را بر اقران وامثال رتبه رجحان و برتری ارزیابی فرمائیم. به مصداق این مقال صورت احوال عمدة الاعاظم والقبایل زبدة العشائر والاماتل علی صالح بیگ ریش سفید طایفة بختیاری هفت لنگ است که از بدو طلوع نیّر فیروز این دولت قاهره و هنگام بنای پا بر جای این سلطنت باهره الی حال سایه مثال ملتزم رکاب نصرت ایات اقدس و در نشیب و فراز حسن خدمات این دربار سپهر مقدار مقدس لازمة اخلاص و عقیدت او معلوم رای انور و مبنی مراعات او منظور نظر خیرت گستر بوده و می باشد لهذا از ابتدا نه ماهه سال با رس ئیل موازی سه هزار و هشصد نادری بر مقرری سابق بدین موجب افزوده قامت قابلیتش را به خلعت سرداری غازیان[سپاهیان] و ملازمان مآمورین کوهمالی بختیاری سرافراز فرمودیم که چنانچه باید و شاید و از جوهر فرزانگی او آید
خمس الف و ستمایه روپیه اصل موجب سابق... موازی دو هزار نادری اضافه از ابتدا نه ماهه از سرکار دیوان موازی سه هزار و ششصد نادری بلوازم و مراسم امر مزبور قیام و اقدام نموده حسن خدمت خود را در هر باب بر راُی جهان آرا جلوه گر سازد غازیان و ملازمان دیوانی و سرکردگان و سایر مامورین کوهمالی، مشارالیه را سردار و صاحب اختیار کل دانسته در هر باب اوامر و نواهی او را مطیع و منقاد باشند و مستوفیان عظام و لشکر نویسان کرام شرح رقم را ثبت و قدغن دارند و در عهده شناسند. تحریراً فی12 شهر جمیدی الاولی سنه 1159»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ تیول: واگذاری درآمد و هزینه ناحیه معینی است از طرف پادشاه و دولت به اشخاص براثر ابراز لیاقت یا به ازای مواجب وحقوق سالیانه (ایلخانان تا قاجاریه)، اقطاع. (فرهنگ معین،
2ـمحمدکاظم مروی، عالم آرای نادری
2ـ سردار اسعد بختیاری، تاریخ بختیاری،
3ـ میرزامحمدمهدی استرآبادی
1ـ میرزاحسن حسینی فسائی،
2ـ حسن پیرنیا ، تاریخ ایران،
3ـ رضا شعبانی، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران
4ـ اوژن بختیاری، ابوالفتح،
1ـ اوژن بختیاری، پیشین،
3ـ جن راف گارثویت، بختیاری در آیینه تاریخ،،
1ـ مهراب امیری، حکومتگران بختیاری
3ـ جن راف گارثویت،
4ـ تاریخ بختیاری سرهنگ اوژن
1ـ تاریخ بختیاری سردار اسعد،ت
و: مهراب امیری ، حکومتگران بختیاری ،
ادامه دارد.....
منبع: کتاب « دشتک بر بلندای تاریخ» نوشته رضابهرامی دشتکی
برای دیدن متن کامل و دقیق و اسناد به کتاب فوق مراجعه کنید
تصویر فرمان نادرشاه به علی صالح خان بختیاری

***
علی صالح خان از چه طایفه ای بود
***

