شاعران منطقه دشتک(9)
زندگینامه و اشعار نوراله خان ایلبیگی ـ شاعر (به اختصار)
نوراله خان ایلبیگی معروف به آحفیظ اله از شاعران پیشکسوت این منطقه است. که در سال 1291 در قریه سرپیر دشتک متولد گردید. مجموعه اشعار وی با نام «فریاد دل» در سال 1382 منتشر گردیده است. در شرح زندگینامه خود می نویسد:
«اینجانب نوراله ایلبیگی معروف به حفیظ اله فرزند مرحوم باقرخان و از نوادگان رضاقلی خان مشهور به ایلبیگی...[ازسلسله خوانین بختیاری] در سال 1291 هجری شمسی در قریه «سرپیر خاتون حلب» از توابع پشتکوه بختیاری پا به عرصه وجود گذاشتم و در دامان پدری ادیب و فرهنگ دوست و مادری مهربان(شاهی خانم) بزرگ شدم... مرحوم پدرم بواسطه علاقه خاصی که به ائمه اطهار داشتند، گنبد و بارگاه «امامزاده خاتون حلب» را احداث نمود و چون طبع شعر نسبتا خوبی داشت تاریخ ساخت و احداث گنبد بارگاه را در قالب سرودة ذیل بر روی سنگی نوشت و بر بالای زنجیر و درب ورودی گنبد نصب نمود(سال 1333 ه.ق)
روزی که ز غیب سویم الهام رسید در ساختـن امامـزاده پیغــام رسید
باقر به هزار و سیصد و سی و سه بُدکه این گنبدوبارگه به اتمام رسید
پدرم(باقرخان) علاقه زیادی به مطالعه کتاب های مختلف به خصوص آثار شعرای نامی و بزرگ مانند سعدی، حافظ، مولوی، فردوسی و... داشت و نیز کتاب های فراوان دیگر خریداری و مطالعه می نمود این امر باعث علاقه شدید من به کتابخوانی و مطالعه گردید...» نوراله ایلبیگی در سال 1387 دیده از جهان فرو بست و به رحمت ایزدی پیوست. نمونه هایی از اشعار وی:
رفتار نیکو
صبح دم برخیـز از بهــر نماز با خدای خویش کن راز و نیاز
بعد ازآن درکارخود می کن تلاش از حلالی می نمـا امر معاش
در ره انسانیت کن جد و جهد از زمان مهـــد تا وقــت لحـــد
چون که فرموده ی پیغمبر است وحی و الهـام خدای داورست
درس اخلاقی و انسانی بخوان هرچه خواندی معنی آنرا بدان
جمله فرموده است قرآن کریم دور از اعمــال شیطان رجیم
فخرنفروشی به اهل زیر دست توبه مال وجاه نگردی هیچ مست
گر دهی تو مال را خمس و زکات نیکی آید در حیات و در ممات
در ره ظلم و جفــا هرگــز مپُو تو به هر شغلی حقیقت را بگو
نام نیکی گر بجــا بگذاشتی گنج بی پایان بجــا انیاشتی
«نوریا» حق گـو و حرف حـق شنو
هرچه می کاری همان سازی درو
* * *
بختیاری
اول حرف بگــو نـوم خدانــه به آهنگ دی بلال دٍرار صدانه
چهارمحال بختیاری ایلس جلیل طافه ی شجاع هٍدٍن زونسون اصیل
فتح قلعــه قندهــار نادر افشار بختیاریـنـه بداد خانــی و سردار
بٍـرَِِو سیــلی بکن کــوه کلاره تموم گـودٍ چغاخـور وات دیاره
مرکز حکومتی بیـدَی چغاخور سرون بختیاری بیـــدَی مٍنس پر
بیوبریم کُه اسبید چینیم کٍلوسی زبو سََوزی علفا سیر ای خوسی
زهزارچشمه برَوبه دشت شیمبار شیرین بهاربه منس هٍدگل بیخار
بٍـرَو بازفت بالا به من جنگل دی بلال خو ایخونن میرگل و زنگل
زبازفت سفر بکن به کُه زرده که برفی دائمی و همیشه سرده
رود کارون ز یه جا دٍرا مٍنه بَرد ز دل کُه ادٍرا خیلی هٍدَی سرد
رَو بوین سرچشمه زاینده رونه او اَو به من ایرون هٍـد نمونه
به زون محلی «نـوری» نوشتی عاقوت سوزایکنه هرچه که کشتی
* * *
بیا ای مهــدی غایـب کجایی بشــر از ظالمــان ده رهــایی
که نام حضرتت صاحب زمان است ظهورت عدل وداداین جهان است

