تاریخ دشتک(قسمت هشتم ونهم)

دشتک در دوره قاجاریه و مشروطیـت و دوره پهلوی

الیاس خان بختیاری(رئیس ایل بختیاری)ـ علیمرادخان(از سرداران مشروطه)

متن فرمان فتحعلی شاه قاجار به الیاس خان بختیاری

 پژمان بختیاری شاعر بزرگ معاصر ـ سندی ازسردار اسعد


      با تأسیس سلسله قاجار، منطقه پشتکوه از جمله دشتک، به فرمان فتحعلی شاه1 در تیول «الیاس خان بختیاری(از نوادگان علی صالح خان و عموی حسینقلی خان ایلخانی) قرار داشت. «الیاس خان درآن زمان از بزرگان معروف بختیاری به شمار می رفت و به نوشته برخی منابع تاریخی «در حدود سال های 1225الی 1245 هجری قمری، در حکم ایلخان بختیاری به  حساب می آمد. و املاک منطقه چغاخور، جونقان، شلمزار، دستنا، گهرو، کاج و دشتک» از الیاس خان بود»1 الیاس خان از اجداد خوانین دشتک و جد بزرگ پژمان بختیاری بود و دشتک سکونتگاه دائمی خاندان فرج اله خان و الیاس خان و نوادگان آنان بود.

   در دوره قاجاریه دشتک در معادلات سیاسی، اجتماعی بختیاری از اهمیت زیادی برخوردار بود. نجف خان فرزند ارشد الیاس خان و فرزندش محمدرضاخان، حاکم و خان منطقه دشتک بودند. علیمرادخان پدر پژمان بختیاری نیز فرزند نجف خان بود. علیرضاخان (یاعَلرضا خون) فرزند محمدرضاخان نیز در دوره بعدخان و حاکم منطقه دشتک و مالک املاک زیادی بود که به تدریج به سایرین واگذار شد. دختر نجف خان(عمه پژمان بختیاری) به نام «بی بی مهری جان»(دشتکی) نیز مادر سردار اسعد بود. گارثویت می نویسد: «بی بی مهری جان یکی از پرنفوذ ترین زنان ایلخانی و مادر علیقلی خان سردار اسعد و خسرو خان سردار ظفر بود. اسناد الیاس خان در خانواده سردار اسعد نوه دختری او از برکت همین ازدواج باقی مانده است.»2

     در کتاب بختیاری در آیینه تاریخ آمده است: احتمالا فرج اله و پسرش الیاس از طرف آقامحمد خان و فتحعلی شاه حمایت می شدند... ممکن است پس از مرگ حبیب اله خان حکومت مرکزی، خانواده فرج اله خان را مورد حمایت قرار داده  باشد چرا که بعد از درگذشت حبیب اله خان  سه پسرش چراغعلی خان، جعفرقلی خان و کلبعلی خان، با قاجاریه به مخالفت برخاسته بودند. این اختلافات در سال 1840 میلادی بعد از آنکه حسینقلی خان با مهری جان دختر[نوه] الیاس خان ازدواج کرد، برطرف گردید. این ازدواج به طور غیر عمد موجب شد که  پنج طغری سند در این خانواده باقی بماند.»3   ...«آخرین سند از این مجموعه اسناد متعلق به دوران اولیه قاجار است. در این رقم که در سال 1241 (1825م) خطاب به الیاس خان صادر شده او را به عنوان رئیس ایل بختیاری شناسایی می کند.»4

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- فرامرز حافظی بختیاری، پژمان بختیاری و خاندان قائم مقامی،  شهرکرد، جهانبین، 1384 ص21 و 23

2 ـ جن راف گارثویت، بختیاری در آیینه تاریخ،   ص 74      3ـ همان ، ص 735ـ  4 ـ همان، ص 74

    در جریان جنگ های ایران و روس فتحعلی شاه از الیاس خان خواست که قشونی از بختیاری را برای کمک به سپاه ایران بفرستد الیاس خان، هزار یا به روایتی سه هزار سوار بختیاری به فرماندهی برادر خود «حسن خان» در سال 1242 به اردوی عباس میرزا فرستاد که با شجاعت در مقابل دشمنان جنگیدند

    سردار اسعد می نویسد: در ایام ریاست او (الیاس خان) قصه جنگ روس و ایران روی داد و 1000 سوار بختیاری به ریاست حسن خان برادر الیاس خان در اردوی نایب السلطنه عباس میرزا بود. در یکی از جنگهای عباس میرزا با روس ها قشون روس یکی از تپه ها را سنگر بسته بودند عباس میرزا، بختیاریان را پیش طلبید و گفت اینک سخت بشتابید و تپه را از روس ها بگیرید.»1 درتاریخ آمده است که بختیاری ها شجاعانه در مقابل قوای روس جنگیدند حتی زمانی که قوای ایران عقب نشینی کرد، بختیاری ها همچنان به جنگ ادامه دادند تا اینکه در محاصره لشگر عظیم روس ها قرار گرفته و به اسارت در آمدند و پس از امضای قرارداد صلح ایران و روسیه آزاد شدند. حسن خان هم از اجداد خوانین دشتک بود. الیاس خان در سال 1245 ه.ق درگذشت.  

    سردار اسعد همچنین در مورد الیاس خان  نوشته است: «بعد از فوت الیاس خان مابین اولاد فرج اله خان و اولاد حبیب اله خان که جعفرقلی خان جد من و کلبعلی برادرش باشد با اولاد فرج اله خان چندین جنگ شد در یکی از جنگ ها که تمام هفت لنگ و چهارلنگ با اولاد فرج اله خان همراهی کردند و با جد من در شیمبار که در وسط جنگل و جبال بختیاری واقع است رزمی سخت نموده جد من مقتول شد.»2

    در ادامه، متن فرامین فتحعلی شاه به الیاس خان بختیاری خواهد آمد در محتوای متن این فرمان ها تاکید شده است: منطقه پشتکوه که به صورت موروثی در تیول خاندان خوانین بختیاری بوده، در تیول الیاس خان قرار دارد و سایر خوانین در آن دخالتی نداشته باشند. البته تیول به معنای واگذاری درآمد و مالیات یک منطقه از طرف پادشاه یا حکومت به فردی است که لیاقت و شجاعت خاصی ابراز داشته است و به معنای این نیست که دیگران هیچ گونه مالکیتی نداشتند.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ تاریخ بختیاری، سردار اسعد، تهران، اساطیر، چاپ دوم، 1383، صص 170 و 180

2ـ همان ص 170

 فرمانی است ازفتحعلی شاه به الیاس خان مورخ ربیع الاول 1230 ه.ق برابر با فوریه 1815 م1

بسم الله تعالی شانه العزیز

العـزّه لله

قرار در کف شاه زمانه فتحعلی گرفت خاتم شاهی ز قدرت ازلی 1217

   الملک لله تعالی حکم همایون شد که چون مراسم خدمتکاری و غایت جان نثاری عالیجاه رفیع جایگاه و شهامت و نبالت همراه اخلاص و عقیدت آگاه «الیاس خان بختیاری» بر پیشگاه خاطر خطیر شهریاری ظاهر آمده پرتوی از آفتاب عنایت شاهانه ضیاء افروز ساحت احوال مشارالیه گردیده در سنه ماضیه ایت ئیل خجسته دلیل و مابعد ها «محال پشتکوه بختیاری» را که تیول عالیجاه مشارالیه و غیره مقرر بوده و جمع دیوانی آن بعد از وضع تخفیفات سابق مبلغ پانصد و پنجاه تومان است. به تیول عالیجاه مشارالیه عنایت فرمودیم که  متصرف و برای خود ضبط و زراعت و نسق نموده منافع آن را صرف معاش خود نماید و از روی کمال اهتمام و استظهار بتقدیم خدمات و جان نثاری اقدام نماید. مقرر آنکه عالیجاهان رفیع جایگاهان عزت و شهامت همراهان مقرب الخاقان مستوفیان عظام دیوان قضا نظام و سررشته داران دفترخانه مبارک شرح فرمان جهان مطاع را در دفاترخلود ثبت و از شائبه تقدیر و تبدیل محروس دارندو در عهده شناسند. تحریراٌ فی شهر ربیع الاول سنه 1230 .

 فرمانی است از فتحعلی شاه به الیاس خان جمادی الاول 1230ه.ق برابر با آوریل 1815م2

هو

  عالی شان رفیع مکان عزت و سعادت نشان ضابط محال اربع بداند که در این وقت حسب الفرمان قضا جریان مبارک محال پشتکوه بتیول عالیجاه رفیع جایگاه عزت و سعادت و مجدت  همراه «زبدة الخوانین الیاس خان» مرحمت هست. آن عالیشان می باید حسب الفرمان قضا جریان مبارک «محال پشتکوه را بالتمام تیول ابدی عالیجاه مشار الیه دانسته احدی را دخیل نداند» وتفرقه که از محال مزبور در آنجاها باشد خاطر جمع و مطمئن داشته روانه محال مزبور دارد و در هر باب بنحو مسطور مرقوم معمول داشته محال پشتکوه را تیول عالیجاه مشارالیه دانسته که محال مذکور محض مشارالیه و احدی را بجز او دخیل نداند و در عهده شناسند. تحریرا فی شهر جمادی الاول سنه 1230.  1

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ مهراب امیری، حکومتگران بختیاری، تهران، آنزان، 1385، صص 72 و 73

2ـ همان ص73

  دشتک در دوره مشروطیــت(1285 ـ 1288ه.ش)

علیمرادخان بختیاری ـ فرمانده مشروطه خواهان

   دشتک در انقلاب مشروطیت (1285ه.ش/1324ه.ق/1905م) نیز نقش داشت. بنابر نوشته های پژمان، «علیمرادخان» (پدر پژمان بختیاری) به همراه جمعی از ملازمان خود از دشتک در مشروطیت و فتح تهران مشارکت داشت علیمرادخان در زمان مظفرالدین شاه قاجار به منظور تصدی مناصب نظامی به تهران می رود و به دلیل شجاعت و لیاقت به درجه میرپنجی(سرتیپ) ازسوی شاه قاجار مفتخر می شود و مقارن دوره مشروطیت باهماهنگی سرداراسعد خواهرزاده اش به بختیاری بازمی گردد و به مشروطه خواهان می پیوندد. علیمراد خان در جریان جنگهایی که برای دفاع از مشروطه آغاز شد نیز فرمانده بخشی از قشون بختیاری بود.

    پژمان بختیاری می نویسد: «پدرم، علیمرادخان (فرزند نجف خان پسر الیاس خان...)، مردی بلند قامت با پیکری استخوانی ولی ورزیده بود، که در اوان جوانی به دلایلی که بر بنده مجهول است از بختیاری به تهران آمد و در زمان ناصرالدین شاه وارد خدمات لشکری شد، و در عهد مظفرالدین شاه با خوش خدمتی مورد عنایت امین السلطان اتابک اعظم وبه وسیلة او ملحوظ احسان پادشاه قاجار گردید؛ تاجایی که به لفظ مبارک خود، وی را «پیران ویسه» نامید و به درجه «امیر پنجی» مفتخر داشت. وی در اوایل مشروطیت شاید طبق دستور خواهرزاده اش «علیقلی خان سردار اسعد» که در اروپا مشغول معالجه بود از تهران به اصفهان و بختیاری رفت تا با سپاهیان مشروطه خواه عازم تهران شود ...من خود به خاطر دارم که«اسعد» بر اسبی سفید نشسته، پدرم در سمت راست او، ویفرم در طرف چپ او، پیشاپیش اسیرانی که تا یک ماه پیش، خود را فاتح و تهران را لقمة چرب ونرمی برای یغما و تجاوز به نوامیس اهالی می شمردند، آهسته حرکت می کردند و شور و شوق استقبال کنندگان نهایت نداشت»1

    علیمرادخان ابتدا در دشتک ازدواج نموده و دارای دو فرزند دختر به نامهای بی بی مهرافروز و بی بی شب چراغ و یک فرزند پسر به نام محمدجوادخان از این اردواج بود. علیمرادخان در تهران نیز با دختری جوان به نام عالمتاج قائم مقامی متخلص به «ژاله» که شاعر و از خاندان مشهور قائم مقام فراهانی بود، ازدواج نمود. این ازدواج به دلیل اختلافات و ناسازگاری ها به جدایی انجامید. پژمان بختیاری شاعر بزرگ معاصر، ثمره این ازدواج است.2

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 1ـ پژمان بختیاری، خاشاک ، تهران، امیر کبیر ، 1335 . مقدمه  و  پژمان بختیاری، کویر اندیشه، ابن سینا، تهران، 1345، مقدمه.

  پژمان از خواهرانش در دشتک به نیکی یاد می کند: «نامادری من دو دختر با نام «مهرافروز و شب چراغ» داشت که مرا چون جان خود عزیز داشتند(خاشاک و کویر اندیشه). اما برادرش جوادخان که شخصیتی خشن داشت نسبت به وی هم رفتاری مناسبی نداشت. بی بی مهر افروز خواهر پژمان، از زنان نامدار و برجسته دشتک بود و به دلیل لیاقت و شهامت به «آمهری» شهرت داشت (لفظی که برای بزرگان ومردان خوانین بکار می بردند. وی مادر آخسرو و آسمال الیاسی بود و قبر او در قبرستان شمال دشتک مجاور «چندار بالا»، قرار دارد، بی بی شب چراغ هم با یکی نفر بختیاری غیر دشتکی ازدواج کرد.  همسر اول علیمرادخان بی بی گلندام نام داشت. پژمان پس از جدایی مادرش در سختی و آوارگی زندگی نمود و پیرمردی از دشتک بنام «کاکا اواسعلی» وی را سرپرستی و مواظبت می کرد. ژاله پس از مرگ علیمرادخان بختیاری(دشتکی) از رفتار خود متاسف و پشیمان بود و چنین سروده بود:

 به خود گفتم از دست این بختیاری   گر آسوده گردم، شود بخت یارم

 کنون او به خاک سیه خفت و خیزد     شـرار غـم از جـان امیـدوارم

 گران مایـه مـردی  جوانمرد شوئی      به سر سایه ای بود از کردگارم

 ندانستمش قدر واکنون چه حاصل    گر ازدیدگان اشک خونین ببارم (دیوان ژاله)

      پژمان ادامه می دهد: «...پدرم در جنگهای آذربایجان به سختی بیمار گردید. در زمستان سرد آذربایجان،به سختی سرما خورده،اندک زمانی در سراب توقف نمود ودوباره به جنگجویان پیوست، از این رومورد عنایت«مجلس شورای ملی»گشته،لوحه افتخاری بدو اعطا شد و موقعی که به تهران بازگشت، مرضش سخت و خطرناک شد.... مرحوم سردار اسعد، فاتح تهران، با جماعتی کثیر از محترمین شهر و سران بختیاری وارد شدند و گرداگرد بستر پدرم ایستاده یا نشسته حلقه زدند. پس از حالپرسی، پدرم روی به سردار اسعد کرده، گفت: «هالوـ خالو(خواهرزاده) من پس فردا صبح عمرم را به تو می دهم، چون تهیة وصیتنامه میسر نشد و لازم هم نبود، شفاهاً وصیت می کنم، ملک بختیاری (دشتک و سوسن) را به زنم بدهید، مشروط بر آن که یک حبه از گندم و جو آنها را به جواد ندهد. جواد را عاق کرده ام.»

     جمعی از بختیاریان گفتند: خان! وی را ببخشید اگر خطایی کرده باشد همین تنبیه او را بس است. پدرم چشمها را بست و با نارضائی گفت: آخرت او را بخشیدم اما از دنیا خیر مبیناد»1 علیمرادخان سرانجام در سال 1329 ه.ق (1289 ه.ش) در تهران وفت یافت: «جنازة پدرم، با جلالی که تا آن روز در تهران دیده نشده بود، در میان صفوف شاگردان بعضی از مدارس و نظامیان، با موزیک و سواران بختیاری گذرانده؛...با عده یی بالغ بر صدسوار بختیاری؛ به «حضرت عبدالعظیم» فرستادند؛ در اطاقی که در دالان فاصل صحن و حیاط شاهی که خریداری شده بود، به خاک سپردند».2

    حاکمیت خوانین در سرزمین بختیاری با روی کار آمدن رضاشاه که با برنامه ریزی انگلیسیها سیاست تمرکز قدرت در حکومت مرکزی و سرکوب ایلات و عشایر را در دستور کار قرار داده بود پایان می یابد و  برخی خوانین و بزرگان بختیاری به دلیل مخالفت و درگیری  با حکومت دستگیر و در تهران اعدام می شوند و به تبع آن خوانین حاکمیت خود را به تدریج در دوره پهلوی از دست می دهند. البته خوانین دشتک (اولاد فرج اله خان و پسرش الیاس خان) با خوانین بختیاری (اولاد حبیب اله خان) اختلافاتی نیز داشتند و شاخه ای جدا محسوب می شدند. اما با ازدواج مادر سردار اسعد که که از خاندان خوانین دشتک بود این اتحاد تا حدودی دوباره برقرار گردید.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  جوادخان که از چهره های معروف دشتک بود در سال 1336 ه.ق در هنگام شکار با تفنگ خود کشته شد. مزار وی در قبرستان خوانین قدیم دشتک واقع در «کفت سرپیر» قرار دارد.

 1ـ پژمان بختیاری، خاشاک، تهران، امیرکبیر ، 1335. مقدمه و پژمان بختیاری، کویر اندیشه، ابن سینا، تهران، 1345،مقدمه

 آثاری از دوران قاجاریه در دشتک:

      در دوره قاجاریه از حدود سال 1200 هجری قمری به بعد،خوانین دشتک،بناهایی را احداث کردند، از جمله «قلعه خان، حمام و مسجدخان» که توسط نجف خان جد پژمان بختیاری و فرزندان وی احداث شده اند. این مجموعه در مرکز دشتک روبروی چنار ساخته شده بود. عمارت و قلعه بزرگ خان، به طول یکصدمتر و دارای برج های متعدد بود و در پشت آن باغ بسیار بزرگی قرار داشت.1مسجدخان در ضلع شمالی قلعه روبروی چنار واقع بود و حمام نیز در ضلع جنوبی قلعه ساخته شده بود. قلعه خان سالها قبل از انقلاب (اوایل دوره رضاشاه) تخریب شد و مسجد نیز در دوره بعد توسط آبندر الیاسی بازسازی شد و در دهه 1360 نیز نمای قدیمی آن تخریب شده و توسط شورای محل تجدید بنا گردید و هم اکنون در کنار چنار بزرگ وسط دشتک قرار دارد. اما بنای تاریخی حمام خان با قدمت بیش از 150 سال که داری  ساخت آجری، باسقف گنبدی و بسیار مقاوم ساخته شد یکی از قدیمی ترین حمام های تاریخی استان به شمار می رود ودر بخش مرکزی دشتک در زمینی به مساحت حدودا 500 متر مربع هنوز پابرجاست.

     به طور کلی دشتک در این دوره از کانون های مهم بختیاری با مرکزیت تاریخی و محل رجوع طوایف مختلف و همواره رو به رشد بود. از نظر ظاهری در مقایسه با دیگر مناطق، دشتک روستای نسبتا بزرگی بود که در مرکز آن قلعه بزرگ خان و مسجد  قرار داشت و در پیرامون این بناها تا شعاع بیش از یک کیلومتر محله های مختلف ساخته شده بود که در ورودی هر محله راهرو های بزرگ خشتی یا آجری با سقف گنبدی شکل وجود داشت که در اصطلاح محلی به آن «دالونی/ دالان» می گفتند و بقیه دشتک را زمین های بزرگ زراعی (که به اربابی شهرت داشت)، باغات گوناگون، دشت های سرسبز ، بیشه زاران بزرگ، تپه ها و کوه ها تشکیل می داد. نمای آن زمان دشتک، کاملا سنتی و باستانی بود. امروزه دشتک با وجود نوسازی و توسعه فراوان با دشتک قدیم بسیار متفاوت است. 

 اجداد فامیل های بزرگ و سایر بزرگان قدیم دشتک از دوره صفویه به بعد:

      از دوره صفویه به بعد افراد و خاندان هایی به تدریج در دشتک سکونت دائمی یافتند که فامیل های بزرگ کنونی دشتک را تشکیل دادند که علاوه بر بزرگانی که نام بردیم به نام برخی دیگر از این اجداد فامیل های بزرگ و بزرگان قدیم دشتک اشاره می کنیم:

   «فرج اله خان والیاس خان زراسوند ـ خواجه دُرّعلی موگویی(عَلرضا، اواسعلی،مندِلی) ـ مراد وخدامراد دورکی ـ علیمحمد بابادی(احمدمُحمدی) ـ حمزه و بهرام بهداروند ـ سیدزین العابدین سادات بختیاری و...»

 (درقسمت بعد باادامه بخش دیگری از تاریخ دشتک، به سایر بزرگان دشتک و فامیل ها و طوایف مختلف بختیاری که در دشتک سکونت یافتند، اشاره خواهد شد)

 

 دشتک در دوران معاصر(قبل ازانقلاب)

 پژمان بختیاری، محقق، مترجم و شاعر بزرگ معاصر

 (اسنادی از پژمان و سردار اسعد)


*****

بنـازم   این   دیـار  پـاک   پـژمـان       که دارد هر زمان شیری به دامـان

چراغش روشن ازصددودمان است     غرورش قاف سیمرغ آشیان است

غـــرور    سـرزمـیـــن    بختـیـــاری     درون  خون دشتک  هست جاری

در این دشت از شکوه تک سواران      شکـوفـا  شـــد  گل بـاغ  بهــاران

بـود  چون  زرد کـوه  با   سرفـرازی       چو  کـارون در خروش و  پاکبـازی

  اگر چه  آشیـان  صـد عقـاب است       ولی  پژمـان او  یک  آفتاب است..1

*******

   در دوران معاصر(دوره پس از مشروطیت) و دوره پهلوی(1304ـ1357) دشتک وارد مرحله دیگری از تحول می شود باتقسیمات اداری و تغییر ساختار حکومت، شیوه های سنتی به تدریج برچیده شد. اما محرومیت های سرزمین بختیاری همچنان ادامه داشت.  بر اساس تقسیمات کشوری از زمان رضاشاه سرزمین بختیاری به چند استان تقسیم گردیدو استان چهارمحال و بختیاری ابتدا به عنوان فرمانداری کل با نام «بختیاری و چهارمحال» زیر مجموعه اصفهان قرار گرفت و بعدها استان مستقل اعلام گردید. در دوره پهلوی  به دلیل برخورد خشن حکومت رضاشاه با بختیاری ها قیامهایی علیه حکومت پهلوی صورت گرفت. از جمله مهمترین آنها قیام «علیمردان خان بختیاری»(شیرعلیمردون) علیه رضاشاه در سال 1308 ه.ش و قیام «ابولقاسم خان بختیاری» در سال 1332 ه.ش، علیه حکومت محمدرضاشاه پهلوی بود. مردم دشتک نیز در این قیام ها نقش داشتند، بویژه در جریان قیام ابوالقاسم خان، سواران دشتکی حضور فعال داشتند و تعدادی از آنها در جریان نبرد با نیروهای نظامی مجروح شدند (برخی از آنها هنوز در قید حیات هستند.) ابولقاسم خان قبل از شروع قیام نیز مدتی را در دشتک گذراند و به جمع آوری نیرو و تدارکات جنگی پرداخت.

     در این دوره با پایان یافتن حاکمیت خوانین و حاکمان محلی، اداره روستاها و مناطق به کدخدایان و کلانتران و بزرگان دیگری سپرده شد. در دوره پهلوی دوم اصلاحات ارضی صورت گرفت و بخش زیادی از زمین های دشتک به کشاورزانی که بر روی این زمین ها کار می کردند واگذار گردید.  اداره امور روستاها تا قبل از انقلاب بر عهده کدخدا بود که توسط حکومت تعیین می شد و در کنار آن انجمن عمران روستا در اداره امور فعالیت داشت. ارتباط دشتک در آن زمان اغلب از طریق منطقه میزدج به شهرکرد و اصفهان و از سمت بازفت به خوزستان بود که بیشتر راه کوهستانی مالرو بود. در این دوران دشتک به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب و مرکزیت تاریخی، مرکز تبادلات تجاری و اجتماعی مناطق بختیاری بود و بسیاری از اهالی فارسان و دهکرد در دشتک مغازه تجاری یا کارگاه صنایع دستی مثل نمدمالی، مسگری و آهنگری داشتند.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ شعر از قهرمان محمدی

 بزرگان دشتک در دوره معاصر   

      چهره شاخص این دوران که از بزرگترین مشاهیر بختیاری و مفاخر ملی به شمار می رود، پژمان بختیاری است، پژمان بختیاری، محقق، مترجم و شاعر بزرگ معاصر(1353ـ1279) است. وی فرزند علیمرادخان بختیاری (دشتکی) است. پژمان در دوران کودکی چندین سال را در دشتک گذراند و نخستین بار در دشتک به مکتبخانه رفت و نزد «ملا علی بنده» خواندن و نوشتن را آموخت. در دشتک اسب سواری، تیراندازی و فنون رزم را فرا می گیرد و به تجربه هایی فراموش ناشدنی دست می یابد که در سرنوشت ادبی و آینده وی تاثیر عمیقی بر جای  می گذارد. پژمان در شرح خاطرات خود در مقدمه خاشاک و کویر اندیشه که اغلب آن را به دشتک اختصاص می دهد، به این موارد اشاره دارد. وی شاعری خود را مدیون زندگی در دامان طبیعت و مناظر دل انگیز دشتک می داند.

       همچنین در دوران جوانی و میانسالی هم علی رغم دشواری راه در آن زمان که مسافرت از تهران تا عمق کوه های بختیاری گاهی چندین ماه به طول می انجامید، بارها به زادگاه و سرزمین پدری خود رفت و آمد داشت و برخی اشعار خود را در دشتک سروده بود. با وجود اینکه املاک بسیار عمده ای در دشتک از پدرش به ارث رسیده بود اما پژمان نسبت به مال و املاک دنیوی به اعتنا بود و فارغ از زخارف دنیوی، اختیار املاک دشتک را طی وکالتنامه ای به خواهرش بی بی مهرافروز و خواهر زاده اش می سپارد. همچنین پدر پژمان ثروت و املاک زیادی در تهران باقی می گذارد، که در دست فرزند سردار اسعد بود، اما به قول خود پشیزی از این ثروت نصیبش نمی گردد. و بعدها نیز که جایگاه برجسته ای در کشور پیدا کرد هیچگاه در بند مال اندوزی و کسب جایگاه نبود.

   پژمان بختیاری در عین حال شخصیتی بسیار پرتلاش و پرکار بود و آثار ارزشمند فراوانی تالیف کرد، وچنانکه از آثارش به روشنی پیداست به ارزش های دینی و انسانی اعتقادی راسخ داشت. درد های مردم را با تمام وجود احساس می کرد. او همیشه از رنگ و ریا و تفاخر کناره می گرفت و با وجود جایگاه والای طایفه پدری و خاندان مادر، همواره خود را با طبقات پایین جامعه همسان می دانست. شاید همین ویژگی ها بود که وی را جاودانه کرد. هر کسی با زندگی و آثار وی آشنایی یابد از عمق جان شیفته او می شود. پژمان بختیاری سرانجام پس از عمری درد و رنج، در سوم آذر ماه سال 1353ه.ش، به سن 74 سالگی بر اثر بیماری سرطان، دور از زادگاه پدری، در تهران درگذشت و در قبرستان بهشت زهرا (قطعه 8) به خاک سپرده شد.  (شرح حال مفصل پژمان در دشتک در فصل های بعد خواهد آمد)

برخی بزرگان، کد خدایان و فعالان اجتماعی دشتک اواخر قاجاریه تا اوایل دوره پهلوی

«محمدرضاخان و علیرضاخان ـ مرادحمزه(از پهلوانان نامی) ـ شَوسی عباسی(از جنگاوران بختیاری) ـ کل خانعلی رئیسی ـ کلامنصورعباسی ـ کل صفقلی محمدی ـ  مَم طاهر بهرامی ـ بی بی مهرافروز الیاسی(خواهر پژمان) ـ سیدزینل موسوی و...»

ودیگر بزرگان دشتک در دوره قبل از انقلاب تا اوایل انقلاب:

حسین خان سلیمانی(1281ـ1369) حسین خان، از بزرگان معروف دشتک بود که در آن دوران در منطقه دشتک و پشتکوه و امور حکومتی نفوذ فراوانی داشت.

 استوار عباسی(میرزاقلی) ـ آجبار محمدی ـ سیف اله ریسیان ـ رمضانعلی سلیمانی ـ علی ناز عباسی ـ ملاحیاتقلی بهرامی ـ کل عبدالحسین محمدی ـ بالی سلیمانی ـ آامیر الیاسی ـ آخسرو الیاسی ـ پرویز ولدان ـ میرزامحمد بهرامی ـ ملارحیم آقا مرادپورـ ـ آسید طالب موسوی ـ آاحمدالیاسی و...»

 از چهره های مملکتی وسیاسی دشتک قبل از انقلاب:

سعید محمدی دشتکی، نماینده سابق مجلس شورای ملی (1309ـ1381)

منوچهر بهرامی دشتکی، مدیرکل سابق تربیت بدنی کهگیلویه وبویراحمد (1323ـ1388)

    سعید محمدی(علی جمعه) در دوره بیست وچهارم مجلس شورای ملی(قبل از انقلاب) به عنوان نماینده کارگران از تهران به مجلس یافت و منوچهر بهرامی چندین سال قبل از انقلاب، مدیرکل تربیت بدنی استان کهگیلویه و بویر احمد و از مربیان برجسته فوتبال در آن زمان بود. مزار این دو بزرگوار در قبرستان عمومی دشتک واقع است.

شاعران و ادیبان قدیم و پیشکسوت دشتک

   «ملاعلی بنده بهرامی، ملاعلی شریف زاده، حسین پژمان بختیاری، سیدابوطالب موسوی، آاحمد الیاسی ، خدادوست براتی، زینل امانی، سید قنبر موسوی و...»  (مطمئنا بزرگان دشتک بیش از اینهایی هستند که نام بردیم. لذا از همه دوستان ارجمند تقاضا داریم در تکمیل اطلاعات با ارسال نظرات خود ما را یاری نمایند.)

نگاهی به برخی ساختارهای دشتک قبل از انقلاب

     نخستین مدرسه دشتک به عنوان اولین مدرسه منطقه پشتکوه، در سال 1337 در مکان استیجاری تاسیس گردید. بعدها بنای مدرسه دشتک با همیاری خود مردم ساخته شد که شامل دو اتاق از گل و خشت بود و برای کلاس های اضافه چادر برپا می کردند. نام آن، ابتدا «دبستان دشتی» بود که بعدها به «دبستان زند دشتک» تغییر نام یافت. به گفته برخی از نخستین شاگردان آن، مرحوم میرزامحمد بهرامی نام مدرسه را دبستان نوبنیاد دشتی گذاشت و با خطی زیبا بر روی تکه چوبی نام مدرسه را نوشت و سر در آن نصب کرد. اولین معلمان دشتکی از آغاز مدارس جدید از سال 1337 به بعد: «لطیف سلیمانی، هومان سلیمانی، جهانقلی رحمانی و عباس مهمانپذیر» بودند.  قبل از آن زمان، مکتبخانه های قدیمی در دشتک با سابقه طولانی فعالیت داشتند و پسران و دختران دشتکی در آنها درس می خواندند..

       اولین مرکز درمانی دشتک با نام «بهـداری دشتک» در سال 1341 تاسیس گردید و محل آن موقتاً در ساختمان متعلق به مرحوم عزت اله الیاسی، قرار داشت. پاسگاه انتظامی دشتک نیز به عنوان اولین پاسگاه در منطقه بانام «پاسگاه ژاندارمری دشتک» (قبل از انقلاب) در دهه 1330  تاسیس گردید.  برق دشتک در سال 1356 با بکارگیری دو موتور بزرگ دیزیلی که اداره برق به صورت اجاره ای در اختیار مردم قرار داده بود، به مدت دوسال تامین گردید. هزینه های آن بر عهده خود مردم بود. برق روستا از غروب آفتاب تا ساعت 12 شب وصل می شد و بسیاری اوقات نیز به دلیل خرابی موتورها قطع می شد. نهایتا بعد از انقلاب در سال 1362 دشتک به شبکه سراسری برق کشور پیوست و سال 1363 تلفن و مخابرات در دشتک راه اندازی شد.

     قبل از انقلاب آب آشامیدنی به صورت لوله کشی عمومی در منازل وجود نداشت اما از چندین سال قبل از انقلاب آب لوله کشی از چشمه شمال دره شور برای حمام عمومی دشتک تامین گردید و چندین شیر آب نیز در محله های شمال و جنوب دشتک برای استفاده عمومی قرار دادند. ولی عموم مردم اغلب از آب چشمه ها و جوی آب که از چشمه سرپیر می آمد و یا از آب چاه در خانه های خود استفاده می کردند.  در سال 1367 پروژه آب آشامیدنی از چشمه «سرداب» رستم آباد و در سال 1381 از چشمه «دز داران» در دوآب صمصامی اجرا گردید، اما متاسفانه به دلیل اجرای ناقص توسط پیمانکاران، همواره با مشکلاتی روبرو شد و هنوز مشکل آب در دشتک رفع نشده است.

     دشتک با تأسیس شهرستان بروجن به همراه اردل و ناغان به لحاظ تقسیمات کشوری از توابع این شهرستان محسوب می شد. بعد از انقلاب اسلامی، در سال 1370 شهرستان اردل از بروجن جدا گردید. یکی از عوامل اساسی عقب افتادگی دشتک از توسعه ای که شایسته آن بود، جدایی بخش های دوآب صمصامی و بازفت از این منطقه و الحاق به کوهرنگ و فارسان بود که قبل از انقلاب با دخالت نماینده وقت حوزه انتخابیه در مجلس شورای ملی(جزایری پردنجانی) صورت گرفت. این مناطق قرن ها با دشتک پیوستگی تاریخی داشتند و عمده ارتباط آنها با دشتک بود که با این اقدام از نظر توسعه اداری خلل بوجود آمد...

 سندی از سردار اسعد

     این سند، قباله املاک بنستون و دره گرم است که به دستور سردار اسعد نوشته شد. سند بر روی پوست تحریر گردید و ظاهرا به دلیل نگهداری نامناسب، بخش هایی از آن از بین رفته یا ناخوانا شده است)

[قباله بنستون و دره گرم]

....در خصوص شش دانگ دیمی مزرعه مشهور «بنستان» که چند سال است حضرات.....

  ...........وحضرات داشتند، اینجانبان خود دقت و رسیدگی نموده، مزرعه ... رجوعی...، به اشد رضا ورغبت فروختیم به نور چشمی عزیز «محمدرضا خان» وعالی شان: «محمدطاهر ولد مرحوم بهرام»، «ویس مراد ولد مرحوم محمد قربان» و «سوخته ولد مرحوم کربلائی غلام» و «کربلائی خیری ولد مرحوم علی پناه» و «کربلائی منصور ولد مرحوم کربلائی حسینعلی» دشتکی، علی معین القدر یکصد تومان رایج خزانه با حد وحدود چهارگانه: حدّ اول باستان زیر طاحونه «شیخ علی یار»، حد دوم رخ به رخ برود سرکول، حد سوم برسد گردنه کنه، حد چهارم برسد رودخانه بزرگ باز.... برود باستان زیر طاحونه شیخ علی یار ملک ... طبق شش هزار .... است  خواه دارند، خواه فروشند. ابدا که رجوعی حضرات به «شیخ خاتون حلب» ندارد و نوشته های قبلی باطل است وکان ذالک فی 20شهر ذی الحجه الحرام  1314. [برابر با 1276هجری شمسی]

مهر سردار اسعد و شهود

   عالی شان آقاعباسقلی ولد مرحوم .... ـ عالی شان عزت نشان بابا خان خلف مرحوم آقا فرج اله ده چشمه ـ   ....مختار خلف صدق آعلی.... ـ محمدجان بن ...ورناصری... ـ آقا علینقی خلف صدق آقا عبده رحیم... ـ عالی شان عزت نشان آقا قباد ولد خلف جنت پناه حاجی سلطانی شهماروند ـ  ...سلطان ولد مرحوم میرزاقلی قندعلی... و...

       در متن سند به بزرگان دشتک در آن زمان که اغلب از فامیل های بزرگ دشتک هستند اشاره شده است: محمدرضاخان الیاسی ـ محمدطاهر بهرامی ـ ویسمراد رئیسی ـ سوخته محمدی ـ کربلایی خیری خیری زاده ـ کلامنصور عباسی...)

تصویر سند سردار اسعد از دشتک

سندی از سردار اسعد

 تصویر سندی از پژمان بختیاری از دشتک

سندی از پژمان

 

  ازهمه دوستانی که اسناد مربوط به دشتک را در اختیار ما قرار دادند تشکر می نماییم نام افرادی که به طرق مختلف همکاری نمودند در بخش بعد ذکر خواهد شد. اطلاعات خود را برای ما ارسال فرمایید

  دوستان ارجمند مطالب تاریخ دشتک در آینده دوباره بازنگری و اصلاح خواهد شد و به صورت یکجا منتشر می گردد.ادامه دارد.....

منبع: کتاب تاریخ دشتک نوشته رضا بهرامی(منتشر نشده)

 

 



تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 9:15 |نویسنده : |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ و متعلق به دشتک نگین بختیاری است