X
تبلیغات
دشتک نگیـن بختیاری - تاریخ دشتک (قسمت هشتم)

دشتک در دوره قاجاریه و مشروطیـت ـ ویرایش

الیاس خان بختیاری(رئیس ایل بختیاری)ـ علیمرادخان(از سرداران مشروطه)

متن فرمان فتحعلی شاه قاجار به الیاس خان بختیاری


      با تأسیس سلسله قاجار، منطقه پشتکوه از جمله دشتک، به فرمان فتحعلی شاه1 در تیول «الیاس خان بختیاری(از نوادگان علی صالح خان و عموی حسینقلی خان ایلخانی) قرار داشت. «الیاس خان درآن زمان از بزرگان معروف بختیاری به شمار می رفت و به نوشته برخی منابع تاریخی «در حدود سال های 1225الی 1245 هجری قمری، در حکم ایلخان بختیاری به  حساب می آمد. و املاک منطقه چغاخور، جونقان، شلمزار، دستنا، گهرو، کاج و دشتک» از الیاس خان بود»1 الیاس خان از اجداد خوانین دشتک و جد بزرگ پژمان بختیاری بود و دشتک سکونتگاه دائمی خاندان فرج اله خان و الیاس خان و نوادگان آنان بود.

   در دوره قاجاریه دشتک در معادلات سیاسی، اجتماعی بختیاری از اهمیت زیادی برخوردار بود. نجف خان فرزند ارشد الیاس خان و فرزندش محمدرضاخان، حاکم و خان منطقه دشتک بودند. علیمرادخان پدر پژمان بختیاری نیز فرزند نجف خان بود. علیرضاخان (یاعَلرضا خون) فرزند محمدرضاخان نیز در دوره بعدخان و حاکم منطقه دشتک و مالک املاک زیادی بود که به تدریج به سایرین واگذار شد. دختر نجف خان(عمه پژمان بختیاری) به نام «بی بی مهری جان»(دشتکی) نیز مادر سردار اسعد بود. گارثویت می نویسد: «بی بی مهری جان یکی از پرنفوذ ترین زنان ایلخانی و مادر علیقلی خان سردار اسعد و خسرو خان سردار ظفر بود. اسناد الیاس خان در خانواده سردار اسعد نوه دختری او از برکت همین ازدواج باقی مانده است.»2

     در کتاب بختیاری در آیینه تاریخ آمده است: احتمالا فرج اله و پسرش الیاس از طرف آقامحمد خان و فتحعلی شاه حمایت می شدند... ممکن است پس از مرگ حبیب اله خان حکومت مرکزی، خانواده فرج اله خان را مورد حمایت قرار داده  باشد چرا که بعد از درگذشت حبیب اله خان  سه پسرش چراغعلی خان، جعفرقلی خان و کلبعلی خان، با قاجاریه به مخالفت برخاسته بودند. این اختلافات در سال 1840 میلادی بعد از آنکه حسینقلی خان با مهری جان دختر[نوه] الیاس خان ازدواج کرد، برطرف گردید. این ازدواج به طور غیر عمد موجب شد که  پنج طغری سند در این خانواده باقی بماند.»3   ...«آخرین سند از این مجموعه اسناد متعلق به دوران اولیه قاجار است. در این رقم که در سال 1241 (1825م) خطاب به الیاس خان صادر شده او را به عنوان رئیس ایل بختیاری شناسایی می کند.»4

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- فرامرز حافظی بختیاری، پژمان بختیاری و خاندان قائم مقامی،  شهرکرد، جهانبین، 1384 ص21 و 23

2 ـ جن راف گارثویت، بختیاری در آیینه تاریخ،   ص 74      3ـ همان ، ص 735ـ  4 ـ همان، ص 74

    در جریان جنگ های ایران و روس فتحعلی شاه از الیاس خان خواست که قشونی از بختیاری را برای کمک به سپاه ایران بفرستد الیاس خان، هزار یا به روایتی سه هزار سوار بختیاری به فرماندهی برادر خود «حسن خان» در سال 1242 به اردوی عباس میرزا فرستاد که با شجاعت در مقابل دشمنان جنگیدند

    سردار اسعد می نویسد: در ایام ریاست او (الیاس خان) قصه جنگ روس و ایران روی داد و 1000 سوار بختیاری به ریاست حسن خان برادر الیاس خان در اردوی نایب السلطنه عباس میرزا بود. در یکی از جنگهای عباس میرزا با روس ها قشون روس یکی از تپه ها را سنگر بسته بودند عباس میرزا، بختیاریان را پیش طلبید و گفت اینک سخت بشتابید و تپه را از روس ها بگیرید.»1 درتاریخ آمده است که بختیاری ها شجاعانه در مقابل قوای روس جنگیدند حتی زمانی که قوای ایران عقب نشینی کرد، بختیاری ها همچنان به جنگ ادامه دادند تا اینکه در محاصره لشگر عظیم روس ها قرار گرفته و به اسارت در آمدند و پس از امضای قرارداد صلح ایران و روسیه آزاد شدند. حسن خان هم از اجداد خوانین دشتک بود. الیاس خان در سال 1245 ه.ق درگذشت.  

    سردار اسعد همچنین در مورد الیاس خان  نوشته است: «بعد از فوت الیاس خان مابین اولاد فرج اله خان و اولاد حبیب اله خان که جعفرقلی خان جد من و کلبعلی برادرش باشد با اولاد فرج اله خان چندین جنگ شد در یکی از جنگ ها که تمام هفت لنگ و چهارلنگ با اولاد فرج اله خان همراهی کردند و با جد من در شیمبار که در وسط جنگل و جبال بختیاری واقع است رزمی سخت نموده جد من مقتول شد.»2

    در ادامه، متن فرامین فتحعلی شاه به الیاس خان بختیاری خواهد آمد در محتوای متن این فرمان ها تاکید شده است: منطقه پشتکوه که به صورت موروثی در تیول خاندان خوانین بختیاری بوده، در تیول الیاس خان قرار دارد و سایر خوانین در آن دخالتی نداشته باشند. البته تیول به معنای واگذاری درآمد و مالیات یک منطقه از طرف پادشاه یا حکومت به فردی است که لیاقت و شجاعت خاصی ابراز داشته است و به معنای این نیست که دیگران هیچ گونه مالکیتی نداشتند.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ تاریخ بختیاری، سردار اسعد، تهران، اساطیر، چاپ دوم، 1383، صص 170 و 180

2ـ همان ص 170

 فرمانی است ازفتحعلی شاه به الیاس خان مورخ ربیع الاول 1230 ه.ق برابر با فوریه 1815 م1

بسم الله تعالی شانه العزیز

العـزّه لله

قرار در کف شاه زمانه فتحعلی گرفت خاتم شاهی ز قدرت ازلی 1217

   الملک لله تعالی حکم همایون شد که چون مراسم خدمتکاری و غایت جان نثاری عالیجاه رفیع جایگاه و شهامت و نبالت همراه اخلاص و عقیدت آگاه «الیاس خان بختیاری» بر پیشگاه خاطر خطیر شهریاری ظاهر آمده پرتوی از آفتاب عنایت شاهانه ضیاء افروز ساحت احوال مشارالیه گردیده در سنه ماضیه ایت ئیل خجسته دلیل و مابعد ها «محال پشتکوه بختیاری» را که تیول عالیجاه مشارالیه و غیره مقرر بوده و جمع دیوانی آن بعد از وضع تخفیفات سابق مبلغ پانصد و پنجاه تومان است. به تیول عالیجاه مشارالیه عنایت فرمودیم که  متصرف و برای خود ضبط و زراعت و نسق نموده منافع آن را صرف معاش خود نماید و از روی کمال اهتمام و استظهار بتقدیم خدمات و جان نثاری اقدام نماید. مقرر آنکه عالیجاهان رفیع جایگاهان عزت و شهامت همراهان مقرب الخاقان مستوفیان عظام دیوان قضا نظام و سررشته داران دفترخانه مبارک شرح فرمان جهان مطاع را در دفاترخلود ثبت و از شائبه تقدیر و تبدیل محروس دارندو در عهده شناسند. تحریراٌ فی شهر ربیع الاول سنه 1230 .

 فرمانی است از فتحعلی شاه به الیاس خان جمادی الاول 1230ه.ق برابر با آوریل 1815م2

هو

  عالی شان رفیع مکان عزت و سعادت نشان ضابط محال اربع بداند که در این وقت حسب الفرمان قضا جریان مبارک محال پشتکوه بتیول عالیجاه رفیع جایگاه عزت و سعادت و مجدت  همراه «زبدة الخوانین الیاس خان» مرحمت هست. آن عالیشان می باید حسب الفرمان قضا جریان مبارک «محال پشتکوه را بالتمام تیول ابدی عالیجاه مشار الیه دانسته احدی را دخیل نداند» وتفرقه که از محال مزبور در آنجاها باشد خاطر جمع و مطمئن داشته روانه محال مزبور دارد و در هر باب بنحو مسطور مرقوم معمول داشته محال پشتکوه را تیول عالیجاه مشارالیه دانسته که محال مذکور محض مشارالیه و احدی را بجز او دخیل نداند و در عهده شناسند. تحریرا فی شهر جمادی الاول سنه 1230.  1

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ مهراب امیری، حکومتگران بختیاری، تهران، آنزان، 1385، صص 72 و 73

2ـ همان ص73

  دشتک در دوره مشروطیــت(1285 ـ 1288ه.ش)

علیمرادخان بختیاری ـ فرمانده مشروطه خواهان

   دشتک در انقلاب مشروطیت (1285ه.ش/1324ه.ق/1905م) نیز نقش داشت. بنابر نوشته های پژمان، «علیمرادخان» (پدر پژمان بختیاری) به همراه جمعی از ملازمان خود از دشتک در مشروطیت و فتح تهران مشارکت داشت علیمرادخان در زمان مظفرالدین شاه قاجار به منظور تصدی مناصب نظامی به تهران می رود و به دلیل شجاعت و لیاقت به درجه میرپنجی(سرتیپ) ازسوی شاه قاجار مفتخر می شود و مقارن دوره مشروطیت باهماهنگی سرداراسعد خواهرزاده اش به بختیاری بازمی گردد و به مشروطه خواهان می پیوندد. علیمراد خان در جریان جنگهایی که برای دفاع از مشروطه آغاز شد نیز فرمانده بخشی از قشون بختیاری بود.

    پژمان بختیاری می نویسد: «پدرم، علیمرادخان (فرزند نجف خان پسر الیاس خان...)، مردی بلند قامت با پیکری استخوانی ولی ورزیده بود، که در اوان جوانی به دلایلی که بر بنده مجهول است از بختیاری به تهران آمد و در زمان ناصرالدین شاه وارد خدمات لشکری شد، و در عهد مظفرالدین شاه با خوش خدمتی مورد عنایت امین السلطان اتابک اعظم وبه وسیلة او ملحوظ احسان پادشاه قاجار گردید؛ تاجایی که به لفظ مبارک خود، وی را «پیران ویسه» نامید و به درجه «امیر پنجی» مفتخر داشت. وی در اوایل مشروطیت شاید طبق دستور خواهرزاده اش «علیقلی خان سردار اسعد» که در اروپا مشغول معالجه بود از تهران به اصفهان و بختیاری رفت تا با سپاهیان مشروطه خواه عازم تهران شود ...من خود به خاطر دارم که«اسعد» بر اسبی سفید نشسته، پدرم در سمت راست او، ویفرم در طرف چپ او، پیشاپیش اسیرانی که تا یک ماه پیش، خود را فاتح و تهران را لقمة چرب ونرمی برای یغما و تجاوز به نوامیس اهالی می شمردند، آهسته حرکت می کردند و شور و شوق استقبال کنندگان نهایت نداشت»1

    علیمرادخان ابتدا در دشتک ازدواج نموده و دارای دو فرزند دختر به نامهای بی بی مهرافروز و بی بی شب چراغ و یک فرزند پسر به نام محمدجوادخان از این اردواج بود. علیمرادخان در تهران نیز با دختری جوان به نام عالمتاج قائم مقامی متخلص به «ژاله» که شاعر و از خاندان مشهور قائم مقام فراهانی بود، ازدواج نمود. این ازدواج به دلیل اختلافات و ناسازگاری ها به جدایی انجامید. پژمان بختیاری شاعر بزرگ معاصر، ثمره این ازدواج است.2

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 1ـ پژمان بختیاری، خاشاک ، تهران، امیر کبیر ، 1335 . مقدمه  و  پژمان بختیاری، کویر اندیشه، ابن سینا، تهران، 1345، مقدمه.

  پژمان از خواهرانش در دشتک به نیکی یاد می کند: «نامادری من دو دختر با نام «مهرافروز و شب چراغ» داشت که مرا چون جان خود عزیز داشتند(خاشاک و کویر اندیشه). اما برادرش جوادخان که شخصیتی خشن داشت نسبت به وی هم رفتاری مناسبی نداشت. بی بی مهر افروز خواهر پژمان، از زنان نامدار و برجسته دشتک بود و به دلیل لیاقت و شهامت به «آمهری» شهرت داشت (لفظی که برای بزرگان ومردان خوانین بکار می بردند. وی مادر آخسرو و آسمال الیاسی بود و قبر او در قبرستان شمال دشتک مجاور «چندار بالا»، قرار دارد، بی بی شب چراغ هم با یکی نفر بختیاری غیر دشتکی ازدواج کرد.  همسر اول علیمرادخان بی بی گلندام نام داشت. پژمان پس از جدایی مادرش در سختی و آوارگی زندگی نمود و پیرمردی از دشتک بنام «کاکا اواسعلی» وی را سرپرستی و مواظبت می کرد. ژاله پس از مرگ علیمرادخان بختیاری(دشتکی) از رفتار خود متاسف و پشیمان بود و چنین سروده بود:

 به خود گفتم از دست این بختیاری   گر آسوده گردم، شود بخت یارم

 کنون او به خاک سیه خفت و خیزد     شـرار غـم از جـان امیـدوارم

 گران مایـه مـردی  جوانمرد شوئی      به سر سایه ای بود از کردگارم

 ندانستمش قدر واکنون چه حاصل    گر ازدیدگان اشک خونین ببارم (دیوان ژاله)

      پژمان ادامه می دهد: «...پدرم در جنگهای آذربایجان به سختی بیمار گردید. در زمستان سرد آذربایجان،به سختی سرما خورده،اندک زمانی در سراب توقف نمود ودوباره به جنگجویان پیوست، از این رومورد عنایت«مجلس شورای ملی»گشته،لوحه افتخاری بدو اعطا شد و موقعی که به تهران بازگشت، مرضش سخت و خطرناک شد.... مرحوم سردار اسعد، فاتح تهران، با جماعتی کثیر از محترمین شهر و سران بختیاری وارد شدند و گرداگرد بستر پدرم ایستاده یا نشسته حلقه زدند. پس از حالپرسی، پدرم روی به سردار اسعد کرده، گفت: «هالوـ خالو(خواهرزاده) من پس فردا صبح عمرم را به تو می دهم، چون تهیة وصیتنامه میسر نشد و لازم هم نبود، شفاهاً وصیت می کنم، ملک بختیاری (دشتک و سوسن) را به زنم بدهید، مشروط بر آن که یک حبه از گندم و جو آنها را به جواد ندهد. جواد را عاق کرده ام.»

     جمعی از بختیاریان گفتند: خان! وی را ببخشید اگر خطایی کرده باشد همین تنبیه او را بس است. پدرم چشمها را بست و با نارضائی گفت: آخرت او را بخشیدم اما از دنیا خیر مبیناد»1 علیمرادخان سرانجام در سال 1329 ه.ق (1289 ه.ش) در تهران وفت یافت: «جنازة پدرم، با جلالی که تا آن روز در تهران دیده نشده بود، در میان صفوف شاگردان بعضی از مدارس و نظامیان، با موزیک و سواران بختیاری گذرانده؛...با عده یی بالغ بر صدسوار بختیاری؛ به «حضرت عبدالعظیم» فرستادند؛ در اطاقی که در دالان فاصل صحن و حیاط شاهی که خریداری شده بود، به خاک سپردند».2

    حاکمیت خوانین در سرزمین بختیاری با روی کار آمدن رضاشاه که با برنامه ریزی انگلیسیها سیاست تمرکز قدرت در حکومت مرکزی و سرکوب ایلات و عشایر را در دستور کار قرار داده بود پایان می یابد و  برخی خوانین و بزرگان بختیاری به دلیل مخالفت و درگیری  با حکومت دستگیر و در تهران اعدام می شوند و به تبع آن خوانین حاکمیت خود را به تدریج در دوره پهلوی از دست می دهند. البته خوانین دشتک (اولاد فرج اله خان و پسرش الیاس خان) با خوانین بختیاری (اولاد حبیب اله خان) اختلافاتی نیز داشتند و شاخه ای جدا محسوب می شدند. اما با ازدواج مادر سردار اسعد که که از خاندان خوانین دشتک بود این اتحاد تا حدودی دوباره برقرار گردید.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  جوادخان که از چهره های معروف دشتک بود در سال 1336 ه.ق در هنگام شکار با تفنگ خود کشته شد. مزار وی در قبرستان خوانین قدیم دشتک واقع در «کفت سرپیر» قرار دارد.

 1ـ پژمان بختیاری، خاشاک، تهران، امیرکبیر ، 1335. مقدمه و پژمان بختیاری، کویر اندیشه، ابن سینا، تهران، 1345،مقدمه

 آثاری از دوران قاجاریه در دشتک:

      در دوره قاجاریه از حدود سال 1200 هجری قمری به بعد،خوانین دشتک،بناهایی را احداث کردند، از جمله «قلعه خان، حمام و مسجدخان» که توسط نجف خان جد پژمان بختیاری و فرزندان وی احداث شده اند. این مجموعه در مرکز دشتک روبروی چنار ساخته شده بود. عمارت و قلعه بزرگ خان، به طول یکصدمتر و دارای برج های متعدد بود و در پشت آن باغ بسیار بزرگی قرار داشت.1مسجدخان در ضلع شمالی قلعه روبروی چنار واقع بود و حمام نیز در ضلع جنوبی قلعه ساخته شده بود. قلعه خان سالها قبل از انقلاب (اوایل دوره رضاشاه) تخریب شد و مسجد نیز در دوره بعد توسط آبندر الیاسی بازسازی شد و در دهه 1360 نیز نمای قدیمی آن تخریب شده و توسط شورای محل تجدید بنا گردید و هم اکنون در کنار چنار بزرگ وسط دشتک قرار دارد. اما بنای تاریخی حمام خان با قدمت بیش از 150 سال که داری  ساخت آجری، باسقف گنبدی و بسیار مقاوم ساخته شد یکی از قدیمی ترین حمام های تاریخی استان به شمار می رود ودر بخش مرکزی دشتک در زمینی به مساحت حدودا 500 متر مربع هنوز پابرجاست.

     به طور کلی دشتک در این دوره از کانون های مهم بختیاری با مرکزیت تاریخی و محل رجوع طوایف مختلف و همواره رو به رشد بود. از نظر ظاهری در مقایسه با دیگر مناطق، دشتک روستای نسبتا بزرگی بود که در مرکز آن قلعه بزرگ خان و مسجد  قرار داشت و در پیرامون این بناها تا شعاع بیش از یک کیلومتر محله های مختلف ساخته شده بود که در ورودی هر محله راهرو های بزرگ خشتی یا آجری با سقف گنبدی شکل وجود داشت که در اصطلاح محلی به آن «دالونی/ دالان» می گفتند و بقیه دشتک را زمین های بزرگ زراعی (که به اربابی شهرت داشت)، باغات گوناگون، دشت های سرسبز ، بیشه زاران بزرگ، تپه ها و کوه ها تشکیل می داد. نمای آن زمان دشتک، کاملا سنتی و باستانی بود. امروزه دشتک با وجود نوسازی و توسعه فراوان با دشتک قدیم بسیار متفاوت است. 

 اجداد فامیل های بزرگ و سایر بزرگان قدیم دشتک از دوره صفویه به بعد:

      از دوره صفویه به بعد افراد و خاندان هایی به تدریج در دشتک سکونت دائمی یافتند که فامیل های بزرگ کنونی دشتک را تشکیل دادند که علاوه بر بزرگانی که نام بردیم به نام برخی دیگر از این اجداد فامیل های بزرگ و بزرگان قدیم دشتک اشاره می کنیم:

   «فرج اله خان والیاس خان زراسوند ـ خواجه دُرّعلی موگویی(عَلرضا، اواسعلی،مندِلی) ـ مراد وخدامراد دورکی ـ علیمحمد بابادی(احمدمُحمدی) ـ حمزه و بهرام بهداروند ـ سیدزین العابدین سادات بختیاری و...»

 (درقسمت بعد باادامه بخش دیگری از تاریخ دشتک، به سایر بزرگان دشتک و فامیل ها و طوایف مختلف بختیاری که در دشتک سکونت یافتند، اشاره خواهد شد)

 

 



تاريخ : جمعه یکم شهریور 1392 | 9:15 | نویسنده : |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
کلیه حقوق این وبلاگ محفوظ است